279در اين روايت، مراد از «نصيحت» همراهى كردن ظاهرى و اخلاص قلبى، در مقابل غلّ و غش ورزيدن است.
روشنتر از اين تعبير، سخن اميرمؤمنان(ع) است كه فرمود:
بىشك ائمه(عليهم السلام) از سوى خداى متعال، تدبيركنندگان امور مردم و كارگزاران آگاه بندگانند. كسى به بهشت وارد نمىشود، مگر اينكه آنان را شناخته و آنها او را بشناسند و هيچكس وارد جهنم نمىشود، مگر آنكه منكر آنان باشد و آنها او را نپذيرند. 1
بىشك اين مطالب دربارۀ امام، صادق نخواهد بود، جز اينكه بگوييم چنين كسى داراى كمالات ويژه و جايگاهى رفيع در دين است و اين امر نمىتواند با بيعت مردم يا صرف به دست گرفتن قدرت، حاصل شود. در اين باره، روايات بسيارى از ائمه(عليهم السلام) نقل شده است.
آنچه گفتيم، هرگاه نتواند در مرتبۀ استدلال بر مطلب قرار بگيرد، حداقل مىتواند مؤيد و تأكيدكنندۀ آن باشد.
ب) دليل عصمت امام(ع)
دليل دوم ما در اينجا استدلالى است كه در آينده بر وجوب عصمت امام(ع) همچون عصمت پيامبر(ص) خواهيم آورد؛ زيرا روشن است مردم، خود، نمىتوانند معصوم را بشناسند. بلكه بايد خداوند آنها را به اين امر خطير راه بنمايد كه به اسرار آدميان و سرانجام امور آنان آگاه و مطلع است.