218مىدهد. اما اجماع مذكور، به دليل حسى و بداهتى كه هيچ شبههاى را برنمىتابد و براى هيچ وسوسه و شكى مجال نمىگذارد، شبيهتر است.
دو - عصمت پيامبر(ص) از فراموشى و نسيان
گرچه سهو و نسيان، گناه و ظلم به شمار نمىآيد، اما مانعى است در برابر امام و الگو بودن پيامبر(ص)؛ زيرا ممكن است به سبب نسيان معصيتى انجام دهد يا واجبى را ترك نمايد. پس هرگاه خداوند او را در اين مورد، الگو و امام قرار دهد، بىشك معصيت را حلال ساخته، و اگر چنين نكند، پيامبر(ص) از مقام امامت و الگو بودن براى مؤمنان تنزل يافته و ديگر نمىتوان از گفتار و رفتار و تقرير او پيروى كرد.
اگر گفته شود: چه مانعى دارد كه پيامبر(ص) در امور غير دينى دچار سهو و نسيان شود، مثل اينكه با كسى، به خيال اينكه او «زيد» است، سخن بگويد، درحالىكه «عمرو» باشد؟ در جواب مىگوييم: اين امر سبب مىشود كه اطمينان مردم به تبليغ رسالت و امور دينى او از بين برود. عموم مردم، فرق عقلى بين سهو در امور دينى و سهو در غير آن را درك نمىكنند و اين، از ويژگىهاى خواص است. مردم، رويدادها را معمولاً تفسير طبيعى مىكنند؛ يعنى وقتى در كارى از پيامبر(ص) سهو و نسيانى مشاهده كنند و وقوع آن را در ايشان ممكن ببينند، ديگر امور را نيز با آن مقايسه مىكنند. در نتيجه به هيچيك از اقوال و افعال حضرت، حتى در مسائل دينى اعتماد نمىكنند و اين مانعى است بر سر راه پيامبر(ص) در انجام وظيفه و بيان دين و برنامههاى شرع الهى. بىشك پيامبر(ص) در صورتى مىتواند وظيفۀ خويش را به كاملترين شكل به انجام رساند -بهگونهاى كه مردم به او اطمينان نمايند و به اقوال و افعالش مؤمن گردند - كه راه سهو و نسيان در همۀ امور بر او بسته شود و هيچ احتمال فراموشكارى دربارۀ او نرود.
مؤيد وجود اين ويژگى در پيامبر ما(ص)، حديثى است از خود ايشان بدين مضمون