151فرض و واجب نموده تا مصالحى كه خود به آنها آگاهتر است تأمين شود و نيز يارى او را در اين مسير متعهد شده است. در نتيجه بيان مسائل دشوار و نامفهوم براى عرب، هرگز پيامبر(ص) را دلنگران نكرد و به تشويش و ترس از بىاعتبارى و مسخرهشدن دچار نساخت.
در اين باره نمونههاى ديگرى نيز در قرآن وجود دارد كه هر انسان منصف و دقيقى آنها را درك مىكند و بر حقيقت مطلب و صداقت پيامبر(ص) گواه و شاهد مىيابد، گرچه واقعيت امر، روشنتر از اينها است.
اگر قرآن از جانب خداى تعالى نبود...
در كلام الهى مىخوانيم:
أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كٰانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاٰفاً كَثِيراً (نساء: 82)
آيا در قرآن نمىانديشيد؟! اگر از سوى غير خدا بود، در آن اختلاف فراوانى مىيافتيد.
در نگاه اول، اين چنين برداشت مىشود كه اگر كتابى از سوى غير خدا صادر شود، در آن اختلاف و تناقض فراوان وجود خواهد داشت. اين مطلب، چندان بىابهام نيست؛ زيرا در موارد بسيارى، كتابهاى دستنگاشته بشر، از هماهنگى و تناسب نسبى برخوردارند و اختلاف و تناقضى در آنها وجود ندارد يا اگر هم هست، اختلافها چندان آشكار نيست و تنها بر منتقدان ريزبين و دقيقنگر معلوم مىگردد. در اين ميان، صاحب كتاب، هرچه سطح علم و تحقيق او بالاتر و مطالعه و پژوهش او بيشتر باشد، كتابش از دسترسِ اختلاف و تناقض دورتر است؛ بهويژه هنگامى كه آن را بازخوانى، نقد و تهذيب مىنمايد.
به دو صورت مىتوان اين اشكال را پاسخ داد: