152اول - قرآن كتابى است كه آورندهاش، [يعنى] پيامبر(ص) آن را به خداى سبحان، خدايى كه قادر و حكيم است، منسوب كرده است. حال اگر پيامبر(ص) به دروغ آن را به خداى متعال نسبت داده باشد، از حكمت الهى انتظار اين است كه افترازننده را خوار و رسوا نمايد و در كتاب او اختلاف و تناقضِ فراوان قرار دهد و اين نشانهاى خواهد بود بر كذب افترازننده تا بدين وسيله مردم را از تصديق وى باز دارد و شبهات را رفع كند و حجّت خويش را تمام گرداند؛ زيرا همانطور كه به اقتضاى حكمت الهى، صدق پيامبران، با حجّت و دليل و معجزه تأييد مىشود، نيز دروغگو بايد خوار و رسوا گردد؛ بهطورى كه تصديق او در نسبت با خداى متعال، عقلاً ممكن نباشد، بلكه عقول، به ناچار او را تكذيب كنند، تا امر بر انسانهاى عادى و معمولى مشتبه نشود و حقيقت امر بر آنان پوشيده نماند، به طورى كه معذور باشند و بىتقصير.
براى اين امر، شاهد و نمونۀ واقعى نيز هست. تورات و انجيل كه شامل آموزههاى دينى دو آيين يهود و مسيح است و پيروانش با اعتماد كامل آن را تجلى دين حقِّ الهى مىدانند، شامل تناقضات عجيب، امور دور از عقل و مطالب ننگآور و شنيع و گمراهكنندهاى است كه هر انسان باشعورى، به نادرستى و غيرعاقلانه بودن آنها پى مىبرد. توجيه آن نيز اين است كه اين امر، نشانۀ خذلان و ترك يارى از سوى خداوند است تا مردم به اين حقيقت آگاه شوند و حكمت الهى تثبيت گردد و حجتش تمامى يابد.
وضعيت در كتابهاى جعلى و دروغين كه ما از آنها آگاهى يافتهايم و در عصرهاى نزديك به دوره ما ساخته و پرداخته شدهاند، نيز به همين منوال است. اختلاف و تناقض و سطح نازل علمى اين كتابها به حدّى است كه هيچ انسان با كرامت و عاقلى اجازه نمىدهد آنها را به او نسبت دهند؛ چه رسد به نسبت دادن آنها به خداى متعال:
قُلْ فَلِلّٰهِ الْحُجَّةُ الْبٰالِغَةُ فَلَوْ شٰاءَ لَهَدٰاكُمْ أَجْمَعِينَ (انعام: 149)
بگو: دليل رسا [و قاطع] براى خداست، و اگر بخواهد، همهتان را هدايت مىكند.