146چهارم - مىفرمايد:
فَمَنْ يُرِدِ اللّٰهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمٰا يَصَّعَّدُ فِي السَّمٰاءِ (انعام: 125)
هركه را خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براى پذيرش اسلام، گشاده مىسازد و هر كه را بخواهد [به سبب اعمال منكرش] گمراه سازد، سينهاش را آنچنان تنگ و بىوسعت مىكند كه گويا مىخواهد به آسمان بالا رود.
مضمون آيه به اين حقيقت علمى اشاره دارد كه صعود به طبقات بالاى جوّ، سبب تنگى سينه و نفس مىشود و اين واقعيت، پيش از اين آيه نامعلوم بود؛ زيرا ويژگىهاى جوّ ناشناخته بود و پى بردن به آن از راه صعود، امرى مشكل. اما در دورههاى اخير، محققان پى بردهاند كه با حركت به سوى بالا، از فشار جو كاسته مىشود و همين امر، سبب ايجاد فشار و تنگى نفس و احساس خفگى در انسان مىشود.
در اينجا آيات فراوانى وجود دارد كه بر پارهاى اكتشافات علمى جديد دلالت مىكنند كه در عصر نزول قرآن ناشناخته بودند و اين، شاهدى بر اعجاز قرآن به شمار مىرود. ذكر همۀ آنها در گنجايش اين مجال نيست و آنچه گفتيم، در اين باره كفايت مىكند.
همچنين شواهد متعددى وجود دارد كه بر صداقت و راستگويى پيامبر(ص) در نسبت دادن قرآن به خداى متعال تأكيد مىكند. اين شواهد بر انديشهگران و نكتهسنجان پوشيده نيستند و با اندك تأملى آشكار مىشوند، اگرچه صداقت رسول خدا(ص) در اين كار، چندان روشن است كه نياز به شواهد و گواهان ندارد. از آن جمله است:
يك - بىترديد، يهوديانى كه بازمانده از بنىاسرائيل بودند، بر قوميت خود تعصبى شديد داشتند و انتسابشان را به اسرائيل، يعنى يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم(عليهم السلام)، مايۀ افتخار و سرافرازى مىدانستند. ازاينرو به عربهايى كه از فرزندان اسماعيل بن ابراهيم(عليهما السلام) بودند، به ديدۀ تحقير نگريسته و آنها را دشمن مىداشتند.