59خداست؛ فرمان داده كه غير از او را نپرستيد». (يوسف: 40) اما برخى از غاليان عقيده دارند كه خداى سبحان، ولايت قانونگذارى را به پيامبر(صلى الله عليه و آله) و امامان(عليهم السلام) سپرده است. ازاينرو آنها بهگونهاى مستقل از اراده و خواست خدا، بدون هيچ وحى و الهامى، هرچه را بخواهند، تشريع مىكنند.
در بطلان اينگونه تفويض در تشريع، ترديدى نيست؛ زيرا آنكس كه اعتقاد دارد غير از خداى سبحان، كسى حق قانونگذارى دارد و زمام حلال و حرام به دست اوست، در واقع پروردگار ديگرى اختيار كرده، و كارى را كه مخصوص خداست، به ديگرى نسبت داده، و با تعميم اين حق به غير خداى سبحان، از توحيد خارج، و بدينترتيب مشرك شده است.
اما ما معتقديم كه خداى سبحان احكام بسيارى از رويدادها را بيان كرد و پيامبر(صلى الله عليه و آله) نيز برخى از آنها را براى مردم، بهطور عام، و برخى ديگر را براى امامان(عليهم السلام)، بهطور خاص، ابلاغ كرد و امامان(عليهم السلام) نيز آن احكام را به مردم رساندند. البته خداوند در برخى موضوعات و حوادث، به پيامبرش(صلى الله عليه و آله) اذن داد،
بىآنكه بدو وحى شود، در آنها حكم وضع كند.
بنابراين پيامبر(صلى الله عليه و آله) بر اساس امورى كه خداى سبحان به وى آموخته است، به اذن خدا قانونگذارى مىكند و اين كار درباره امامان(عليهم السلام) نيز صادق است؛ زيرا آنان بر اساس شيوهاى كه خداى متعال آنها را تربيت كرده است، برخى از قوانينى را كه خداى متعال و پيامبرش تشريع نكردهاند، وضع مىكنند؛ بهگونهاى كه هرچه را تشريع كنند و هر مطلبى را بگويند، مطابق با اراده خداى سبحان است.