58مىكند و اگر در زمين فردى از ما وجود نداشته باشد، ساكنانش را در خود فرو مىبرد. 1
«آيتالله خويى» در «تنقيح» مىگويد:
برخى از غاليان به ربوبيت اميرمؤمنان(عليه السلام) و تفويض امور به او اعتقاد ندارند، بلكه معتقدند كه على(عليه السلام) و ديگر امامان پاك، متوليان امور و كارگزاران خداى سبحانو گرامىترين بندگان در پيشگاه خدايند. از اينرو، روزىدادن و آفريدن و نظير آن به آنها نسبت داده مىشود، نه به معناى اسناد حقيقى به آنان باشد؛ چرا كه اعتقاد دارند عامل حقيقى در آنها خداست؛ به دليل اين سخن خداى متعال كه مىفرمايد: «خدا آفريننده هر چيزى است». بلكه [اين موارد] مانند اسناد مرگ، به فرشته مرگ، و اسناد باران به فرشته باران، و زندهكردن [مردگان] به عيسى(عليه السلام) مىباشد؛ چنانكه در كتاب خدا وارد شده است: «و مردگان را به اذن خدا زنده مىكنم» 2، و نظاير آنها كه كارى از كارهاى خداى سبحان، به نوعى، به عاملان او اسناد داده مىشود، و نظير چنين اعتقادى، مستلزم كفر نيست و انكار ضرورى دين نيز به شمار نمىآيد. بنابراين، اين قسم را از اقسام غلو به
شمار آوردن، معنا ندارد و از التزام ضمنى به آن راه گريزى نيست. 3
تفويض در نظام تشريع (قانونگذارى)
از قواعد ثابت [نزد مسلمانان]، اين است كه اصل قانونگذارى، منحصر به خداى متعال است؛ زيرا خود مىفرمايد: «حكم، تنها از آنِ