49فقط با درخواست حضرت ابراهيم(عليه السلام) بوده است؛ زيرا مىفرمايد: «بعد آنها را صدا بزن، بهسرعت بهسوى تو مىآيند». و چنين نبوده است كه ابراهيم از خداى متعال بخواهد و خدا زندگى را به آنها بازگردانده
باشد؛ چنانكه برخى گفتهاند.
علامه طباطبايى در «الميزان» مىگويد:
آنجا كه خدا فرموده: بگير، آن را قطعهقطعه كن، سپس قرار دِه، با صيغهامر، سپس فرمود: آنگاه آنها را بخوان تا بهسرعت بهسوى تو آيند، خداى متعال شتابانآمدن، و زندهبودن آنها را مرتبط و متفرع بر درخواست حضرت ابراهيم قرار داده است. از اينرو، اين درخواست همان دعوتى است كه سبب زندهشدن آنها شد. هرچند زندهكردن، جز به امر و اذن خدا محقق نمىشود.
پس صدا زدن پرندگان توسط ابراهيم(عليه السلام) به امر خدا بوده است؛ به نحوى اين صدا زدن و درخواست حضرت، متصل به امر خداست كه زندگى زندگان از او ناشى مىشود و در اينهنگام ابراهيم شاهد زندهشدن و كيفيت نزول فيض در امر زندهشدن آنها شد و اگر فراخوان و درخواست ابراهيم به فرمان خدايى كه هرگاه به چيزى كه اراده كرده مىگويد: «موجود باش، موجود مىشود» متصل نبود و همانند سخنان ما مىشد، كه جز با خيال به چيزى متصل نيست، يا هرگاه به چيزى مىگوييم موجود باش، موجود نمىشود، تأثير گزافى در وجود نمىگذارد. 1
در نتيجه، آيه تصريح مىكند كه خداوند متعال به حضرت ابراهيم(عليه السلام) قدرت داده است تا به امر و اذن او، مردگان را زنده كند.