39يحيى به آن حضرت عرض كرد: «فدايت شوم! آنها ادعا مىكنند كه شما غيب مىدانى؟» حضرت فرمود: «سبحان الله! دستت را بر سرم بگذار. به خدا سوگند! همه موهاى سر و تنم راست شد». سپس فرمود: «به خدا سوگند! آنچه را من مىدانم از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) به ارث بردهام». 1
ازاينرو «شيخ مفيد» مىگويد:
بيهودگى و فسادِ گفتنِ اين كلام كه امامان، غيب مىدانند، آشكار است؛ زيرا اين وصف شايسته كسى است كه خود به اشيا علم دارد
نه با علمى كه از ديگرى دريافت كرده است و اين ويژگى جز بر خداى عزوجل صادق نمىباشد و فرقه اماميه جز تعداد اندكى از مفوضه و غاليانى كه به آنها گرايش و وابستگى دارند، همين نظريه را پذيرفتهاند. 2
«آلوسى» در ذيل آيه «بگو كسانى كه در آسمانها و زمين هستند غيب نمىدانند مگر خداوند»، مىگويد:
حق اين است كه گفته شود علم غيبى كه از غير خداوند عزوجل نفى شده، علمى است كه بدون واسطه براى شخص ثابت شود و چنين موضوعى براى هيچيك از آسمانيان و زمينيان معقول نيست؛ زيرا آنها در ذات و صفت، موجوداتى ممكن هستند و ممكن الوجود بودن، مانع از اين است كه آنان چيزى را بدون واسطه بدانند.
علمى كه براى بندگان خاص حاصل مىشود، از اين نوع علم