38ديگر پيامبران و از آخرين آنها: محمد رسول خدا و على بن ابىطالب و حسن و حسين و ديگر امامان گذشته تا آخرين روزهاى عمرم و پايان عصر من، همگى بندگان خداى عزوجل هستيم.
گواه مىگيرم خدايى را كه جز او معبودى نيست و گواهبودن وى، مرا بس است و محمد فرستاده او و فرشتگان و پيامبران و اوليايش و تو و هركه پيامم را بشنود، گواه مىگيرم. من از كسانى كه قائلند ما غيب را مىدانيم يا با خدا در قلمرو حاكميتش شريكيم يا ما را در جايگاهى غير از جايگاهى كه خدا ما را در آن قرار داده و براى
آن خلق نموده يا درباره ما از حدى كه در صدر پيامم بيان كردم بگذرد، به پيشگاه خدا و رسولش بيزارى مىجويم، و شما را گواه مىگيرم از هركه ما بيزارى جوييم، خدا و فرشتگان و رسولان و اوليايش از او بيزارند.
پيامى را كه در اين نامه است به صورت امانت بر عهده تو و كسى كه آن را بشنود قرار دادم كه آن را از پيروان و شيعيانم كتمان نكند تا همه پيروانم از محتواى اين پيام آگاه شوند. شايد خداوند عزوجل آنها را هدايت كند و به دين حق بازگردند و از امورى كه پايانش را نمىدانند و بدان نمىرسند بپرهيزند. بنابراين هركس نامهام را دريابد و به آنچه فرمان دادم بازنگردد، لعنت خدا و بندگان شايسته خدا بر او باد. 1
«ابنابىعمير» به نقل از «ابنمغيره» مىگويد:
من و «يحيى بن عبدالله بن حسن» نزد امام كاظم(عليه السلام) حضور داشتيم.