40نفىشده استقلالى، نمىباشد. بلكه قهراً بايد از ناحيه خداوند واجبالوجود به طريقى بر آنها افاضه گردد. در نتيجه، به آنها گفته نمىشود كه علم غيب را بدون واسطه (استقلالى) مىدانند و هركس قائل به اين معنا باشد، قطعاً كفر ورزيده است. بلكه گفته مىشود كه آنها بر غيب آگاه گشتند يا غيب براى آنها آشكار شد يا مانند آن، كه واسطه در ثبوت علم براى آنها فهميده شود. مؤيد آنچه يادآورى شد اين نكته است كه در قرآن كريم اصلاً نسبتدادن علم غيب به غير خدا نيامده، ولى آشكارساختن غيب
براى رسولى كه خداوند سبحان از او راضى باشد آمده است. 1
گفتار چهارم: اعتقاد به تناسخ ارواح امامان
آنگونه كه قائلان به تناسخ، كه منكر معاد جسمانىاند، معتقدند، تناسخ به معناى انتقال نفس ناطقه پس از مرگ، از بدنى به بدن انسان ديگر در اين دنياست. 2 اين گروهاز غاليان، مدعىاند ارواح امامان ميان خودشان تناسخ و انتقال پيدا مىكند. بسيار واضح است كه اين ادعا نيز از نگاه عقل و نقل باطل است.
بطلان آن از جنبه عقلى به اين دليل است كه در مباحث معاد ثابت شده است كه اصل اعتقاد به تناسخ ارواح محال است؛ زيرا مستلزم ازلىبودن نفس انسانى است. افزون بر اينكه مستلزم نامتناهىبودن عدد اجسام متناسخ است.
«ميرداماد» مىگويد: