121شدند. و بدين جهت خداوند بعد از اين آيه فرمود: «همانا خداوند هدايت نمىكند هركسى را كه دروغگو و كُفرانكننده است». و چيزى كه اين مطلب را تأييد مىكند اينكه آنان از سجده براى خداى متعال ابا داشتند، آنجا كه مىفرمايد: «و هنگامى كه به آنها گفته شود براى خداوند رحمان سجده كنيد مىگويند: رحمان چيست؟ (ما اصلاً رحمان را نمىشناسيم) آيا براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مىدهى؟ اين سخن را مىگويند و بر نفرتشان افزوده مىشود» و نيز آنان اقرار به معاد نداشتند. خداوند متعال درباره آنان مىفرمايد: «و براى ما مثال زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند در حالى كه پوسيده است. بگو: همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آن را آفريد و او به هر مخلوقى داناست». و كسى كه به پيامبر(ص) استغاثه مىكند به هيچ وجهى اينگونه نيست؛ زيرا او تنها براى خداى رحمان سجده مىكند و او را مىخواند و منكر معاد نيست و غير از خداى متعال را عبادت نمىكند. و منحصر كردن دعا به عبادت غلط اندر غلط و جهل مركب است؛ زيرا يكى از معانى دعا عبادت است و براى آن، معانى ديگرى نيز وجود دارد. لذا تعميم دادن حديث «دعا همان عبادت است» بر هر دعايى از نهايت جهل است، و اين دلالت دارد بر اينكه گوينده آن در علوم لغت و تفسير و فهم كلام خداى متعال و رسولش(ص) درست درس نخوانده و آن را به طور صحيح نفهميده است. و پيامبر(ص) اشخاصى را در زمان حيات صدا زده و نيز افرادى را كه مرده بودند خوانده است