110امور به دست خداست، به معناى اقرار در باطن است؛ يعنى آنان كه شرك در ربوبيت وخالقيت دارند اگر از جزئيات تدبير وخلقت از آنها سؤال كنى زود است كه به سر عقل آمده وحرف دلشان را مىزنند كه همه امور به دست خداست، واين وسائط كارى را از روى استقلال انجام نمىدهند؛ ولذا در قرآن از تعبير سيقولون لله استفاده كرده است، يعنى با حرف «سين» كه دلالت بر تأمّل وتفكّر واقرار سريع بعد از آن دارد.
شاهد ديگر بر اين معنا، اينكه خداوند متعال در آيهاى ديگر مىفرمايد:
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ فَأَنّٰى يُؤْفَكُونَ (عنكبوت : 61)
وهر گاه از آنان بپرسى: چه كسى آسمانها وزمين را آفريده، وخورشيد وماه را مسخّر كرده است؟ مىگويند: الله! پس با اين حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف مىسازند؟!
يعنى اگر شما با قدرى تدبر وتأمّل به اين نتيجه مىرسيديد پس چرا اين تهمتها را به خدا زده وشرك در خالقيت داريد؟
قرطبى در تفسير جمله فَسَيَقُولُونَ اللّٰهُ مىگويد: «...أو فسيقولون هو الله ان فكروا و انصفوا » 1؛ «...پس مىگويند: او خداست، اگر فكر كرده وانصاف به خرج دهند».
ودر جايى ديگر كه اين جمله آمده در تفسير آن مىگويد: « و لا بدّ لهم من ذلك » 2؛ «وبايد اينچنين بگويند».