111ابن جوزى در تفسير اين آيه مىگويد:
...لكن مع ذلك ظاهر كلامه انّهم لا يوحدون أبداً في شيء. 1
...ولى در عين حال ظاهر كلام خداوند آن است كه آنان در هيچ چيز اهل توحيد نبودهاند.
ابن عطيه در تفسير جمله فَسَيَقُولُونَ اللّٰهُ مىگويد:
لا مندوحة لهم عن ذلك ولا تمكنهم المباهتة بسواه. 2
چارهاى جز اعتراف به آن ندارند و نمىتوانند غير از اين مطلب را به زبان جارى سازند.
بيضاوى در تفسير اين جمله مىگويد:
لانّ العقل الصريح قد اضطرهم بأدنى نظر إلى الاقرار بانّه خالقها. 3
زيرا عقل صريح آنان را مجبور خواهد كرد كه با كمترين تأمّل اقرار كنند كه خداوند خالق آنهاست.
شوكانى نيز در تفسير آن مىگويد:
أي سيكون قولهم في جواب هذه الاستفهام انّ الفاعل لهذه الأمور هو الله سبحانه ان أنصفوا وعملوا ما يوجبه الفكر الصحيح والعقل السليم. 4
يعنى زود است كه گفتار آنان در جواب اين سؤال اين باشد كه فاعل اين امور همان خداوند سبحان است، اگر انصاف داده وطبق حكم عقل سليم وفكر صحيح عمل نمايند.