212 كشمكش بود، درست شد و دشمنان شيعه در پى آن بودند كه يك عنصر يهودى در اساس و پايههاى اين مذهب وارد كنند تا كيد و حيله خود را در آنها عميق كرده و از ايشان انتقامجويى كنند. 1
دكتر عبدالعزيز هلابى، استاد تاريخ در دانشكدۀ آداب دانشگاه ملك سعود در رياض مىنويسد:
به هر حال، سيف - راوى داستان ابن سبأ، چنانكه به زودى مىآيد - در حقيقت مىخواست به شيعه طعنه وارد كرده و عيبجويى كند؛ بدينگونه كه مذهب تشيع را به يك يهودى نسبت داده كه بر اسلام كينهتوز بوده است. سيف با اين كارش خواسته شيعه را از درون درهم بكوبد و وانمود كند كه افكار شيعه، خواه ميانهرو و خواه تندرو، چيزى جز افكار اين يهودى نيست. 2
احمد عباس صالح، نويسندۀ مصرى، در كتابش «اليمين و اليسار فى الاسلام» مىگويد:
بدون شك عبدالله بن سبأ يك شخص ساختگى است. اگر غير از اين است، وى در اين همه حوادث و درگيرىها و كشمكشهاى موجود در اين جهان پهناور كجاست...؟ يك نفر، هرچند هم بزرگ و مهم باشد، در ميان اين همه گروههاى درگير جنگ و جدال، چه مىتواند بكند؟ حوادث تند و سخت و پىدرپى، محتاج به كسى نيست. حتى اگر آنكس، خود شيطان باشد (يك نفر حوادث را نمىسازد)؛ زيرا ريشههاى آن حوادث، بسيار پيچيده و (چون طوفان) آنچنان تند مىآيند كه كسى توان مهاركردن آنها يا توجيه آنها را ندارد؛ بهويژه وقتى تعداد آن حوادث، زياد و داخل و درهم شوند، چنان سخت و پيچيده مىشوند كه هيچ قدرتى ديگر نمىتواند آنها را پيچيدهتر كند. بدون