213 شك، چقدر سادهانديش است كسى كه شخصيتى ساختگى درست مىكند تا در حوادث پيشآمده، به آن نقش مهمى بدهد و از او سادهانديشتر كسى است كه گمان مىكند اين مرد ساختگى، بر بزرگان صحابه تأثيرگذار بوده است. افرادى همچون ابوذر غفارى كه هيچ حرفى را از ابوهريره، (محدّث معروف) قبول نمىكرد و او را چنان زد كه سرش شكافت و در ملاقاتش با او گفت: «اى پسر يهوديه! آيا تو دين خودمان را به ما آموزش مىدهى؟» پس هر داستانى كه پيرامون عبدالله بن سبأ به تو مىرسد، از ساختههاى متأخرين است و دليلى بر وجود او در منابع قديمى در دست نداريم و تفكر دربارۀ احتمال وجود او، از كم عقلى است. 1
ما دربارۀ اين موضوع بهطور مفصل در كتاب «عبدالله بن سبأ» بحث كردهايم و تمام دشوارىها و پيچيدگىهاى مربوط به اين شخص را روشن نمودهايم. علاقهمندان به بررسى بيشتر، مىتوانند به آن كتاب مراجعه كنند.
***
جزايرى مىنويسد: و در اين رحِم نامبارك، شيطان شيعه خلق شد و در همان ساعت به دنيا آمد. درحالىكه پرچم بدعت «ولايت» و «امامت» را همچون دو شمشير برهنه بر سر اسلام و مسلمين كشيده است.
پاسخ به جزايرى: شيعه، شيطان ندارد و براى هيچيك از ائمۀ آنها نيز شيطانى وجود ندارد. داستان اين شيطان مخلوق هم كه جزايرى بيان مىكند، به افسانههاى يونان باستان بيشتر شبيه است و واقعيت و دليلى براى آن وجود ندارد.
اگر ما مضمون احاديث صحيحى را كه اهل سنّت به آنها معتقدند، به دقت بررسى كنيم، خواهيم يافت كه آنها معتقدند براى هر يك از انسانها شيطانى است كه او را