207 سخنى از وى نقل نشده است و براى او شيوۀ خاصى كه از آن پيروى شود و فتوايى كه به آن عمل شده باشد، وجود ندارد. خلاصه آنكه در مذهب شيعه چيزى يافت نمىشود كه كمترين ارتباطى با او داشته باشد. اگر مذهب شيعه ساخته و پرداختۀ عبدالله بن سبأ بود، بايد آثارش در اين مذهب، روشن و آشكار مىبود و سخنانش حكايت مىشد و فتواهاى او مكتوب مىگرديد و نظرياتش در زمينۀ فروع و اصول دين، در كتابهاى شيعه پخش مىشد. پس درحالىكه هيچيك از اين امور وجود ندارد، چگونه مىتوان مذهب شيعه را به عبدالله بن سبأ نسبت داد؟
نسبتدادن بعضى از عقايد اماميه، توسط دشمنان شيعه به عبدالله بن سبأ، از جمله اعتقاد به جانشينى حضرت على عليه السلام براى رسول خدا (ص) و «دابةالارض» (جنبندۀ زمين) بودن ايشان و نيز اعتقاد به رجعت، دروغهايى است كه به او بستهاند تا با دروغ بزرگتر آنها تناسب داشته باشد. همۀ اين موارد، در روايات سيف بن عمر دروغپرداز كه اصلاً به روايات او اعتناء نمىشود، يا در كلام بعضى از علماى اهل سنّت، آمده است كه تنها مستند و دليل آنها نيز همان روايات سيف بن عمر است.
بعضى از روايات مىگويند كه عبدالله بن سبأ، حضرت على عليه السلام را خدا مىدانسته است. بسيار روشن است كه چنين كسى، اعتقادى به اينكه حضرت على عليه السلام جنبندۀ زمين و وصى رسول خدا (ص) است، نخواهد داشت.
همچنين قول به وصايت و جانشينى اميرالمؤمنين عليه السلام مختص به شيعۀ اماميه نيست، بلكه تعدادى از صحابه نيز چنين نظريهاى داشتهاند و سخنان و اشعار زيادى كه از آنها حكايت شده، دليل بر اين مطلب است. 1 دربارۀ قول به جنبندۀ زمينبودن حضرت على عليه السلام نيز اهل سنت رواياتى آوردهاند كه از آنها مىتوان اين معنا را ثابت كرد. البته جاى نقل و بيان آنها در اينجا نيست؛ چون خارج از موضوع