199 صحت و دلالت روشن، باز هم مستلزم كفر نيست. در غير اين صورت، تكفير همۀ امّت لازم مىآيد؛ زيرا اگر در كتب شيعه، احاديثى وجود دارد كه ظاهر آنها خدشه واردكردن بر برخى صحابه باشد، كتب اهل سنّت پر از احاديثى است كه بر برخى ديگر از صحابه خدشه و طعنه وارد مىكند. بلكه احاديث تلخترى در آنها وجود دارد كه خدشه به ساحت مقدس رسول خدا (ص) وارد مىكنند كه به زودى آنها را بيان خواهيم كرد.
***
جزايرى مىگويد: اى شيعه! پس از اين همه، آيا عاقلانه و صحيح است كه حكم به كفر و ارتداد اصحاب رسول خدا[ (ص) ] كنى؟! درحالىكه ايشان حواريون و ياوران دين و مبلغان شريعت او هستند و خداوند در كتابش دربارۀ آنان ابراز خشنودى و رضايت كرده و به آنها از طريق پيامبرش مژدۀ بهشت داده است و خدا به وسيلۀ آنها دين را حمايت و مسلمانان را عزيز كرده و ياد و خاطرۀ آنها را تا روز قيامت جاويدان نموده است؟!
پاسخ به جزايرى: در مباحث قبلى روشن شد كه ما به كفر و ارتداد و فسق همه صحابه قائل نيستيم و عقيدۀ شيعۀ اماميه را نيز دربارۀ صحابه بيان كرديم. همچنين گفتيم كه ميان تمام ديدگاهها، ديدگاه شيعه ميانه و موافق با كتاب عزيز و سنّت نبوى است.
اما آن چيزى كه قابل انكار و مناقشه نيست، اين است كه بعضى از اصحاب پيامبر (ص) در حال حيات آن حضرت و پس از ارتحال ايشان منافق بودند و برخى از آنان نيز پس از وفات آن حضرت، مرتد شدند؛ چنانكه رواياتى كه ذكر شد و نيز روايات ديگر، بر اين واقعيت دلالت مىكنند و هركس آن را انكار كند، زورگو، متعصب، اهل لجاجت، نادان و خيرهسر است.
ضمناً بايد بگوييم كه ما دوستدار برگزيدگان اصحاب رسول خدا (ص) و حواريون و ياران دين او و مبلغان شريعتش، كه خداوند در كتابش از آنها خشنود و راضى گشته و