177 كرده و ايشان را پاك و پاكيزه نموده است. بنابراين، پيروى از اهلبيت عليهم السلام بهتر از پيروى از پادشاهان و حاكمان ستمكار است كه از طلقاء (آزادشدگان) و فرزندان آنها و ديگران هستند.
***
جزايرى مىگويد: اى شيعه! مقصود واقعى از اين همه دروغپردازىهاى فريبنده، جداكردن جماعت شيعه از اسلام و مسلمين است تا بر آنها چيره شده، كارشان را يكسره كنند؛ زيرا جماعت شيعه، از وحى موجود در كتاب خدا و هدايتگرى سنّت نبوى - بهترين و پاكترين صلوات و سلامها بر صاحب آن سنّت - خودشان را بىنياز مىدانند و معتقد به وجود مصحف فاطمه - كه چند برابر قرآن است- ، جفر، جامعه، علوم پيغمبران گذشته و وحىهايى كه به ائمه معصومين مىشود، هستند. آنها بهمنزلۀ رسول خدايند، مگر در مسئلۀ ازدواج با بيش از چهار زن. موارد ديگرى نيز وجود دارد كه اين جماعت بهسبب اعتقاد به آنها از اسلام جدا شدهاند و اين عقايد، آنها را از مسلمانان - همچون مويى كه از خمير جدا مىشود - جدا كرده است.
پاسخ به جزايرى: آيا جدا دانستن گروه شيعه از اسلام، چيزى جز قائلشدن به كفر و خروج آنها از دين است؟! با اين حال چگونه مىتواند هدف واقعى كسى كه چنين حديثى را درست كرده - كه گويا شيعه بوده است- خارجكردن امّت شيعه از اسلام باشد؟! چگونه بهسبب اعتقاد شيعيان به عصمت اهل بيت عليهم السلام و واجبدانستن دوستى آنها و پيروى از ايشان و موارد ديگرى كه هر يك، با دليل صحيح ثابت شده است، كافربودن و خروجشان از دين ثابت مىشود؟
چگونه است كه كفر اهل سنّت ثابت نمىشود، با اينكه دوستى همۀ اصحاب، حتى منافقان و طلقاء (مشركان مكه كه پيامبر (ص) آنها را آزاد كرد) و فرزندان آنها و پيروى از
آنها را واجب مىدانند؛ چنانكه پيروى از اميران و پادشاهان ستمكارى كه با زور و