151 در بررسى اين حديث، اجتهاد و تشخيص خود را به كار بسته، اما در معتبردانستن اين حديث اشتباه كرده و اينگونه اشتباهات از عالمى كه مجتهد است، قابل بخشش و چشمپوشى است.
با آنكه ما اين حديث را ضعيف مىدانيم، اما يقين نداريم كه نسبت آن به امامكاظم عليه السلام دروغ باشد؛ چنانكه پيشتر آن را بيان كرديم. بر فرض هم كه اين حديث را به دروغ به امام كاظم عليه السلام نسبت داده باشند، باز هم روا نيست كه همۀ شيعيان را دروغگو بدانيم؛ در حالى كه علماى شيعه اين حديث را صحيح نمىدانند و به معنا و مضمون آن معتقد نيستند.
اگر چنين نسبتدادنهايى به شيعه درست باشد، پس براى شيعيان نيز جايز است كه همۀ فرقههاى اسلامى را به دروغگويى نسبت دهند؛ زيرا هيچ فرقهاى نيست كه در كتابهاى مورد اعتمادشان، احاديث دروغ نباشد و اين مطلب بر پژوهشگر كتابهاى حديثى پنهان نيست.
اين سخن جزايرى كه مىنويسد: «[اين حديث] دروغبستن بر موسى كاظم (ره) و تهمتزدن به اوست كه به خدا قسم خود او از آن بيزار است»، درست نيست؛ زيرا از بررسى احاديثى كه ميان دروغ و تهمت تفاوت قائل مىشوند برمىآيد كه در تهمت، به دروغ، چيزى را به كسى نسبت مىدهند كه در او نيست و سبب اهانت و خوارى او مىگردد. بنابراين معناى غيبت، سخنگفتن دربارۀ شخص است به چيزى كه در اوست و معناى تهمت، سخنگفتن دربارۀ شخص است به چيزى كه در وى نيست. 1