150 مىكردند، كاظم ناميده شد... . وى كرامات آشكار و فضايلى داشت كه در اينجا گنجايش بيان آنها نيست. 1
با توجه به اين توصيفها مىتوان گفت، حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام در درجهاى از شكوه و جلال و بلندمرتبگى قرار دارد كه پذيرفتن ايشان در زمرۀ الهامشوندگان، اصلاً امر محالى نيست.
احتمال دوم: شايد امام عليه السلام آن سخن را بنابر آنچه از كار خدا ظاهر مىشود، بيان فرموده است؛ بدينمعنا كه خداى سبحان خشمگين مىشود بر كسى كه مرتكب كارهاى ناپسند و خطاهاى بزرگ گردد. پس وقتى امام مشاهده كرد كه جماعتى از شيعه، تقيه را ترك كرده و آشكارا نام امام عليه السلام را بر زبان مىآورند، فهميد كه خداوند بر آنها خشم نموده است؛ زيرا با اين كار ناپسند، امام عليه السلام يا ديگر شيعيان را در معرض هلاكت قرار مىدادند. كسى هم كه بر كشتن شخص مسلمانى، هرچند به مقدار گفتن يك كلمه همكارى كند، خداوند را در حالى ملاقات مىكند كه ميان دو چشم او نوشته شده «آيس من رحمة الله»؛ چنانكه در روايت نيز آمده است. 2 با اين حال، وضعيت كسى كه سبب كشتن امام مسلمانان گردد، چگونه خواهد بود؟!
***
جزايرى مىگويد: لازمه دوّم: [اين حديث] دروغ بستن بر موسى كاظم (ره) و تهمت زدن به اوست كه خود او - به خدا قسم - از آن بيزار است.
پاسخ به جزايرى: كلينى (ره) به گمان معتبربودن اين حديث، آن را در كتاب كافى آورده است. اما ديگر علماى شيعه با او در اعتبار اين حديث همنظر نيستند. پس كلينى