103آنگاه مىگويد:
اين سخن (براى او دوست بداريد آنچه را براى خود دوست مىداريد و براى او مپسنديد آنچه را براى خود نمىپسنديد) بهترين نوع سفارش به مردم است جهت مراقبت از سلامتى و جان سلطان. 1
اما علماى شيعه، پيرو امامان خود هستند و موضعگيرىها و سخنان و فتواهاى آنها در اين زمينه بهترين گواه است. بسيار روشن است كه علماى شيعه بيشترين تلاش را در ايجاد اتحاد ميان مسلمانان و زدودن فاصلهها و اختلافها، نسبت به ديگر علماى امّت اسلام انجام دادهاند. فتواهاى صادرشده از جانب آنان در اين زمينه، ما را كفايت مىكند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم: استحباب خواندن نماز به جماعت اهل سنّت، كراهت يا حرمت تظاهر به مخالفتكردن با اهل سنّت در مسائل اختلافى بين آنها و شيعه، حرمت مخالفتكردن با اهل سنّت در مسئلۀ وقوف حاجى در عرفات و نمونههاى ديگرى كه اهل تحقيق آنها را خوب مىشناسند.
همچنين، چگونه علماى شيعه در زندگى دلخواه خويش، آن هم به قيمت نابودى اسلام و شكستن وحدت مسلمانان، غوطهورند، درحالىكه بهترين روزهاى عمر خود را در دفاع از اسلام و مسلمانان سپرى كردهاند؟ اگر علماى شيعه نيز مانند علماى اهل سنت، در خدمت حاكمان و پادشاهان مىبودند و بر سر سفرۀ آنها مىنشستند، آيا دنياى بهتر و آسودهترى نداشتند؟!
بايد پرسيد كه كدام گروه درصدد تفرقه و ازبينبردن وحدت جامعه اسلامى است؟ علماى شيعه، يا علماى سنى كه بسيارى از آنان در طى قرون متمادى تا به امروز، كتابها ضد شيعه نوشتهاند و در آنها عقائد شيعه را به باد انتقاد گرفتهاند و به گمراهى و كفر شيعۀ اماميه حكم كرده، به ريختن خون و گرفتن اموال آنها فتوا دادهاند.