296قبيله مىباشد:
قبيله اول در ساحل، از جنوب ليث تا وادى صفراء و ينبع سكونت دارند و قبيله دوم در تهامه داخلى، مانند مرالظهران و عسفان و رابغ و قديد و دوران و جحفه.
براساس آنچه ذكر شد و با مشاهده اين مناطق، من مسير هجرت را به شكل زير تعيين و ترسيم نمودم:
پيامبر از كوه ثور در جنوب مكه خارج شده و به سمت غرب درحالىكه كوه السرد را سمت راست خود و لبينات را در سمت چپ خود داشته، هجرت خود را آغاز كرده و بعد وارد وادى ابراهيم شده است. سپس به روضه امالهشيم رسيده است و در آنجا مستقيم به طرف شمال برگشته و از راه حب و الحبل درحالىكه حديبيه (كه امروز الشميسى ناميده مىشود) گذشته و كوههاى غربى مكه را در سمت چپ خود داشته است. بعد، از نزديكى الحميمه از وادى مر الظهران عبور كرده و وارد گردنه المرار (دره الكريمى كنونى) شده؛ درحالىكه سروعه و كوه ضاف را در سمت چپ خود داشته و در سمت راستش كوه مكسر بوده است. وقتى از دره الكريمى خارج شده، در دامنه شرقى كوههاى الخشاش كه در سمت چپ و وادى الصغو كه در سمت راست او بوده، عبور كرده كه چاهها و چشمههاى زيادى در آنجا وجود دارد. سپس شب هنگام از نزديك عسفان گذشته و از آن دورى جسته و درحالىكه آن را در سمت راست خود داشته، آن را پشت سر گذارده است. سپس در كنار چشمههايى فرود آمده كه الغولاء ناميده مىشده است و بعد در وادى آن چشمه، حدود پنج كيلومتر راهپيمايى نموده و بعد، از سمت راست ايشان گردنهاى به نام گردنه نقرى پديدار شده است كه با پيمودن آن، مسير او به جاده عمومى در نزديكى كوير رسيده است. بعد مجبور شده تا در شب حركت كند. با طى اين مسير، به الدف در صد كيلومترى مكه رسيده است. هنگام صبح به درهاى عميق بين كوههاى جمدان پناه برده است.
امروزه در اين دره درختى وجود دارد كه مردم با اعتقاد به اينكه آثارى به