297جامانده از آثار پيامبر خدا است، آن را زيارت مىكنند. چون شب فرا رسيد، در آخر شب، از پناهگاه خود خارج شده و به حركت خود در اين مسير ادامه داده و در پايين امج فرود آمده و بعد گردنه لفت (الفيت امروزى) را پشت سر گذارده و اين همان جاده بزرگ و اصلى بوده است كه پيامبر مجبور بوده تا از آن عبور كند. بعد در قديد فرود آمده و آن را در روز پيموده است. سپس از ضاف و اممعبد در نزديكى جايگاه بت مناة عبور نموده و از آنجا از گردنه المشلل بالا رفته و در دوران فرود آمده كه متعلق به بنىمدلج و خزاعه بوده و هر دو قبيله در آن مشترك بودهاند. در آنجا با سراقه - كه ذكر آن گذشت - برخورد نموده است. سپس از وادى كليه گذشته و در روز سوم از كناره و انتهاى سنگلاخها حركت كرده تا هنگام فرا رسيدن شب چهارم، از نزديكى جحفه در شرق آن، درحالىكه آن را مىديده، عبور نموده است. بعد از عبور از جحفه، از وادى الخرار به حركت خود ادامه داده و بعد به طرف راست به سمت شرق حركت كرده و از غدير خم گذشته و بعد در وادى مر (وادى رابغ امروزى) عبور كرده و به طرف مشرق پيش رفته تا به وادى حياء رسيده و در آنجا چاههايى هست كه به چاههاى المُرّه معروفند. بعد به سمت چپ به طرف شمال حركت كرده و از سنگلاخ الشيباء عبور كرده و وارد وادى الفرع شده و در نزديكى مصب لقف آن را پشت سر گذارده و از آن عبور نموده تا به مدالج رسيده و يكى بعد از ديگرى چنانچه در گذشته ذكر كرديم، از آنها عبور نموده و هنگام عبور از آنها از العصوين و مرجح و نقاط ديگرى مانند امكشد و اجيرد هم عبور نموده است. زمانى كه وارد تعهّن شده، در القاحه و در نزديكى السقيا، در سمتى كه به طرف مكه است، راهپيمايى كرده و پيش از القاحه از السقيا و چاه الطلوب گذشته و راهى جز اين را نمىتوانسته انتخاب نمايد. زمانى كه به چاه الطلوب رسيده، براى انتخاب مسير درست و مناسب خود، مستقيم به طرف شمال در درهاى به نام فيد در مقابل منزلگاه رأى العين پيش رفته و در ابتداى وادى اليدعه الشرقى فرود آمده و سپس