92انديشه خود را چنين تأييد كرده [است] كه پيامبر اسلام(ص) به محنت و آزمايش كشته شدن پسرش دچار شد و براى اثبات نظريه خود، به گفته حلاج استناد مىكند كه از خدا به دعا مىخواست درد و شكنجهاش را بيفزايد تا عشقش فزونتر گردد. 1
كاشفى تنها به بيان نام حلاج همچون نمونهاى از ابتلا و امتحان بسنده نكرده، بلكه كتابش را از داستانهاى ملاقات زاهدان با ائمه پر ساخته است. 2
واعظ كاشفى كتاب ديگرى نيز به نام «فتوتنامه سلطانى» دارد كه تمايل شيعى او را آشكار مىسازد. 3 اگرچه اين كتاب ناتمام است، ولى محتويات آن براى داورى قطعى كافى است. اين اثر بهگونهاى است كه با درود بر پيغمبر و چهار خليفه و صلوات بر خاندان و صحابه پيغمبر آغاز مىشود 4 و پس از بيان مقدمهاى مربوط به موضوع كتاب، به على بن موسى الرضا(ع) درود مىفرستد و از آثار گذشتگان درباره فتوت - كه به نظر كاشفى، شعبهاى از تصوف و توحيد است - نام مىبرد و مىگويد: «مبدأ فتوت و مظهر آن، ابراهيم خليل است و قطب فتوت، على مرتضى است و خاتم فتوت، مهدى(عج) خواهد بود». 5
سپس يادآور مىشود كه فتوت نيز همچون نبوت، ميراثى سرّى در ميان پيغمبران بوده كه به محمد(ص) و از او به علي(ع) و ديگر ائمه