91نيز با اشاره به پراكنده بودن اخبار كتابهاى مقتل گفته است: «شوقى به جمعآورى و تنظيم آنها در يك كتاب داشته و با تأليف روضةالشهداء بدين مهم برخاسته است».
«دكتر شيبى» دراينباره مىگويد:
از اينجا روشن مىشود كه چهبسا گريه بر امام حسين(ع) در هرات جانشين ذكر صوفيانه كه نقشبنديان آن را ملغا كرده بودند، شده بود. اگر اين نتيجهگيرى درست باشد، خود نشانهاى است از وسعت دامنه آمادگى مردم براى تشيع در پايان قرن نهم و نيز شايد خيلى مبالغهآميز نباشد اگر خود كتاب «روضة الشهداء» را از عوامل موفقيت جنبش شاه اسماعيل صفوى در همان دوران بدانيم. 1
كاشفى كه خود، صوفى متمايل به شيعه بود، در روضة الشهدا سعى كرده از امام حسين(ع) يك شخصيت صوفيانه بسازد كه به رضا و توكل گردن نهاد.
او كتاب خود را با حكمت مصيبت و مشقت آغاز كرده و آن را به دلالت آيه وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ ... (بقره: 155)، نوعى ابتلا و امتحان از جانب خداوند دانسته كه لازمه محبت و آگاهى بر اسرار معرفت است، به مصداق اين بيت:
هر كه در اين بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش مىدهند 2
[ملاحسين كاشفى] پس از ذكر مصايب پيامبران، از آدم تا خاتم 3،