105در آسمان مىخواند. او چنين انسانى را كاملترين صورتى مىداند كه تا به حال آفريده شده و ديگر موجودى كاملتر از آن نيامده است. در نظر ابنعربى، انسان كامل، يگانه مخلوقى است كه با مشاهده به عبادت حق مىپردازد. او صورت كامل حضرت حق و آيينه جامع صفات الهى است كه مرتبهاش از حد امكان برتر و از مقام خلق بالاتر است. ميان وجوب و امكان برزخ است. ميان حق و خلق نماينده و اگر به آخرت انتقال يابد، اين عالم، تباه و از معانى و كمالات خالى مىشود. 1 انسان كامل، واسطهاى است كه خلق به سبب وى، از حق مدد و فيض مىگيرد. او حادث ازلى و دائم ابدى است. 2 وى همچنين در فصّ آدمى مىگويد:
نسبت انسان كامل به حق، به مانند نسبت مردمك چشم است به خود چشم؛ يعنى همانگونه كه هدف اصلى از خلقت چشم كه عضو باصره است، مردمك آن است كه ديدن تنها بهوسيله آن ممكن است، مقصود اصلى از ايجاد جهان، تنها انسان كامل بوده است كه بهوسيله او، اسرار الهى و معارف حقيقى، ظاهر و اتصال اول به آخر، حاصل و مراتب عالم ظاهر و باطن بهواسطه او كامل مىگردد. 3 نسبت وى به عالم مانند نسبت فص خاتم به خاتم است؛ يعنى همانطوركه نگين انگشتر، محل نقش و علامت است، انسان كامل نيز محل جميع نقوش اسماى الهى و حقايق وجودى است؛ بهگونهاىكه عالم به سبب او خلق شده است. 4