68اگر گاهى به «اله» معبود گفته مىشود، تفسير به لازم آن است؛ يعنى الوهيت مستلزم عبوديت هم است. 1 دليل اين ادعا آياتى است كه به دنبال سخن از پرستش، به الوهيت مىپردازند، نظير آيه يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ ؛ «اى قوم من! [تنها] خدا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست». (اعراف: 73) اين آيه درباره مشركان است كه به الوهيت غير خدا با پرستش آنان معتقد بودند. منظور از الوهيت در نظر مشركان، تنها پرستش نبود، بلكه شامل اعتقاد به خالقيت و مدبريت آنان هم بود كه تدبير تمام يا بعضى از امور را به دست آنان مىدانستند. اما شيعه معتقد است كسى كه پيامبر يا امام را زيارت مىكند يا به آنان متوسل مىشود، اعتقاد به خالقيت و مدبريت آنان ندارد كه تدبير تمام يا بعض امور را به دست آنان بداند. بنابراين كسى كه نبى يا ولى را زيارت مىكند يا به آنان متوسل مىشود، اعتقاد به الوهيت آنان، و انگيزه پرستش آنان را ندارد؛ چون پرستش را براى كسى مىداند كه شأن خدايى داشته باشد.
«محمدبن عبدالوهاب» به پيروى از ابنتيميه در تعريف عبادت مىگويد: «عبادت اسم جامع براى هر چيزى است كه خدا آن را دوست دارد و راضى به آن است؛ از اقوال و اعمال باطنى و ظاهرى». 2 اين تعريف گستردهاى از عبادت است كه كرنش مقابل پدر، مادر، انبياى الهى و... را شامل مىشود. در همين منبع به نقل از «خمسةرسائل» مىگويد: «هر معبودى وقتى پرستش مىشود، اله هم مىگردد». در ادامه مىگويد: