44مانند حيوانات زيستند، جزء كسانى مىداند كه اهل فهم و انديشه نبودند. قرآن آنان را بدترين جنبندگان روى زمين معرفى مىكند؛ چرا كه آفريدگار عالم را مىشناسند، ولى درباره بسيارى از مسائل بىتفاوتاند. اينان از نظر قرآن كريم مردگانىاند كه سخن حق را نمىپذيرند و در واقع انسانهاى دلمردهاند.
عقل ابزار شناخت خداوند
انسان از طريق عقل، وجود خداوند را اثبات مىكند و صفات او را مىشناسد. بدون عقل راهى براى شناخت خدا وجود ندارد؛ زيرا تا وجود خدا و صفات او و نبوت را ثابت نكنيم، امكان استفاده از آيات و روايات نيز وجود ندارد. همچنين با عقل است كه بسيارى از صفات را از خداوند سلب مىكنيم؛ مثلاً مىگوييم: خداوند جسم ندارد، فضا اشغال نمىكند، ديده نمىشود و... .
آيات محكم و متشابه نيز بايد با كمك عقل و روايات بيان شوند. براى مثال آياتى، نظير وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ * إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ ؛ (قيامت: 22 و23) يا وَ جٰاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ؛ (فجر: 22) و... بدون نيروى عقل و روايات فهميده نمىشود.
آيا برپايه ظاهر اين آيات خدا مىآيد و مىرود و نيز مانند ديگران جسمانى است؟! اين با كداميك از صفات خدا سازگار است؟! خداوندى كه خود در قرآن مىفرمايد: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ؛ «هيچ چيز همانند او نيست». (شورى: 11) و خداوندى كه خود فرمود: لاٰ تُدْرِكُهُ الْأَبْصٰارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصٰارَ ؛ «چشمها او را نمىبينند، ولى او همه چشمها را مىبيند». (انعام: 103)