147متوسل مىشدند و طلب شفاعت مىكردند و پس از رحلت آن حضرت هم در سال قحطى، عمر به عباس عموى پيامبر(صلى الله عليه و آله) متوسل شد.
وى همچنين در همين كتاب، جريان حديث «ضرير» را ذكر مىكند كه نزد پيامبر(صلى الله عليه و آله) آمد و از نابينايى خويش شكايت داشت. پيامبر(صلى الله عليه و آله) نيز او را امر به توسل به خويش كرد. او چنين كرد و بينا شد. 1 اين عمل صحابه چنين نبود كه فقط مختص زمان حيات رسول خدا(صلى الله عليه و آله) باشد بلكه حتى پس از رحلت آن حضرت نيز ادامه داشت و اينگونه نبود كه وهابيان بگويند توسل به آن حضرت اختصاص به حيات پيامبر(صلى الله عليه و آله) داشته است؛ چنانكه در منابع شيعه و اهل سنت موارد بسيارى وجود دارد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
شخصى پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه و آله) مكرر نزد عثمانبن عفان مىرفت و مشكلش حل نمىشد. با توصيه عثمان بن حنيف، وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند و متوسل به پيامبر(صلى الله عليه و آله) شد، بدين وسيله مشكل او حل شد. 2 اين جريان نمونه و شاهدى است كه اين فتواى وهابيان نيز بىمبنا و مخالف روايات و حتى سنت و سيره سلف است.
«دارمى» در سنن خويش، جريان قحطى مدينه را ذكر مىكند كه مردم نزد عايشه آمدند و از قحطى شكايت كردند و عايشه نيز توصيه كرد نزد قبر پيامبر(صلى الله عليه و آله) بروند و دريچهاى به سوى آسمان باز كنندتا مانعى بين قبر