60و تا آنجا كه با ديگر دلايل مسلم شرعى مخالفت ندارد، بپذيرد.
احاديث مهدى منتظر(عج) از اين قبيل هستند: آنها اخبارى غيبى درباره آينده هستند كه عقل به اثبات يا نفى آنها راه نمىبرد - چون موضوعى خاص است و عقل تنها احكام امور كلى را صادر يا آنها را درك مىكند - و در التزام به مدلول اين احاديث نيز محال عقلى يا مخالف با مسلّمات عقلى وجود ندارد. عقل اين موضوع را تا هنگامى كه بر امتناعش دليلى اقامه نشود، در شمار امور ممكن قرار مىدهد. هيچ بعدى ندارد كه خداوند براى اين امت مؤمن و مجاهد شخصى «هدايت يافته» را ذخيره كند تا آنان را به راه رستگارى هدايت كند. خداى متعال مىفرمايد: وَ الَّذِينَ جٰاهَدُوا فِينٰا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنٰا ؛ «كسانى كه در راه ما بكوشند، ما راههاى خويش را به آنان مىنمايانيم». (عنكبوت: 69)
احاديث و روايات صحيحى از رسول خدا(ص) نقل شده است كه به امت وعده فرموده است خداوند در آخرالزمان مردى را از اهلبيت: به نام حضرت مهدى(عج) خواهد فرستاد. تصديق اين خبر چه منعى دارد؟ كدام دليل عقلى با آن مخالف است؟
اما درباره جزئيات هم بارها تأكيد كردهايم اين موضوع از اصولى كه بايد به تواتر ثابت شود، نيست. بلكه اخبارى آحاد و پراكنده دراينباره رسيده و دليل قاطعى نيز بر آن اقامه نشده است. حال چنانچه طريق و سند اين روايات درست باشد و يك دليل قطعى نقلى يا عقلى قطعى با آن مخالف باشد و نيز امكان تأويل آن بهگونهاىكه با اين دلايل سازگار بيفتد، وجود نداشته باشد، لازم است آنها را كنار بگذاريم و به آنها ملتزم نشويم. البته اين سخن به معناى انكار مطلق اصل مهدى منتظر(عج) - كه با اخبار فراوان ثابت