113وانهادنشان بسنده نكردهاند. بلكه در مقابل آنها پرچم دشمنى برافراشتند و آنان را كشتند و تبعيد و آواره كردند و در سياهچالها افكندند. آيا 250 سال حضور امامان: در ميان امت براى دلالت بر اينكه اين امت از آخرينشان، بهتر از پيشينيان استقبال نمىكند، كافى نيست؟
او آماده رهانيدن انسانهاست و طبق اخبار متواتر رسول خدا(ص) و ائمه اطهار:، بر همه امت روشن است كه او ستمگران را نابود خواهد ساخت و انتقام همه ستمديدگان تاريخ را خواهد گرفت.
آيا اگر امام ميان امتى كه حكمرانهايش به پير و جوان آنان رحم نكرده و همه را از دم تيغ گذراندهاند، آشكار شود، امنيت خواهد داشت؟ آيا اگر ستمگران رفتارى شديدتر از ديگر امامان با او نداشته باشند، دستكم به همان سرنوشت آنان دچار نخواهد گشت؟
آيا اينكه حاكمان وقت با مراقبت از زمان ولادت وى در تلاش بودند تا او را در گهواره از ميان ببرند، نشان نمىدهد كه آنان مىخواستند همان رفتار را با وى نيز داشته باشند؟! آيا اينكه بلافاصله پس از درگذشت پدرش در جستوجوى وى بر آمدند، دليل روشنى بر اين امر نيست؟!
آنان حتى درصدد برآمدند از باردار نبودن زنان و كنيزان مطمئن شوند! كارهايى كه در تاريخ امامان يازدهگانه سابقه نداشت. با وجود چنين وضعيتى آيا فايده و سود در حضور داشتن و ظاهر بودن وى است؟! آيا حكمت اقتضا نمىكند كه او در غيبت به سر ببرد و پنهانى فعاليت كند؟!
3. شمارى از آنها شيعه را سرزنش مىكنند كه به سبب غايب شدن امام، آنان كسى را ندارند كه در احكام دين راهنمايشان باشد. در نتيجه،