106به فرض نياز به شهود هم، چنين چيزى را تنها بايد اشخاص باتقوا شهادت بدهند، هرچند كه نسب آنها دور باشد نه اشخاص فاسق و دشمنان ناصبى، هرچند نسب او نزديك باشد؛ همچون جعفر كذاب، عموى امام زمان؛ بهويژه آنكه موضوع امام مهدى(عج) به اعتبار تأكيدهاى رسول خدا(ص) و پدرانش دراينباره، از اهميت فراوانى برخوردار است؛ بهگونهاى كه همه امت به او اميد بستهاند و همين امر اجازه اعلام را مگر به اندازه لازم نمىدهد!
كسانى كه موضوع برايشان اهميت دارد و در كار خود اهل خبره و تخصص بودهاند، اين موضوع را به اثبات رساندهاند. كسانى كه با او هيچ نزديكى سببى و اعتقادى و دينى ندارند، چگونه مىتوانند منكر ولادتش گردند؟! اهل خانه شامل پدر، عمه - كه قابله او بود - و زنان خانه از ولادت آگاه بودند. دهها تن از شيعيان مخلص پدرش موضوع را مىدانستند.
نسبشناسانى كه به موضوع اهميت مىدهند، همچون «ابونصر بخارى»، «ابن عِنَبه» صاحب كتاب «العمده»، صاحب «المجدى»، «روضةالالباب صنعانى»، «ابن زهره» در «زهرة المقول» و «سويدى» در «سبائك الذهب»، در شجرهنامهها و نوشتههاى خود، نام او را به ثبت رساندهاند.
تاريخنگارانى چون «ابن خلكان» در «وفيات الاعيان»، ذهبى در «عبره» و «سير اعلام النبلاء»، زندگى حضرت مهدى(عج) را آورده و به استحقاق پدرانش بر امامت و اولويت آنان بر خلفاى روزگارشان و نيز فضيلت آنان اعتراف كردهاند.