107از محدثان نيز «گنجى شافعى»، «ابن صباغ مالكى»، «سبط ابن جوزى حنبلى» و «ابن حجر هيتمى» در «الصواعق المحرقه» و نيز شمار بسيارى از متقدمان و متأخران آشكارا به ولادت امام مهدى(عج) از زبان پدرش، امام حسن عسكرى(ع)، اعتراف كردهاند. با اين اوصاف، آيا سلفيه پيرو مستشرقان يهود و نصارا مىتوانند در اين موضوع قطعى تشكيك وارد كنند!
ثابت نشدن تولد براى حكّام
از دستاويزهاى مضحك آنان تمسك به تلاشهاى حكومت و ثابت نبودن ولادت مهدى(عج) براى آنهاست. درحالىكه در هيچ نصى نيامده كه ولادت براى حاكمان ثابت نشده است. بلكه آنچه آمده، اين است كه دولت بر نوزاد دست نيافت. ميان اين دو موضوع، اگر تعقل كنند، تفاوت بسيار است. درحالىكه اين ناصبىها مىدانند امام حسن عسكرى(ع) از مدينه به سامرا آورده شد تا تحت مراقبت نظامى قرار گيرد. پس آيا انتظار دارند ايشان، حضرت مهدى(عج)، اين مولود كوچك را به آنها نشان دهد تا او را همانند طفل شيرخوار امام حسين(ع) در كربلا، پيش چشمانش بكشند!
از همه اينها كه بگذريم، اگر تشكيك در ولادت به صرف ديده نشدن از سوى برخى مردم درست باشد، اين موضوع به آنجا مىانجامد كه در درستى همه ولادتها و انتساب هر فرزندى به پدرش مىتوان تشكيك كرد؛ بهويژه در جايى كه آن ولادت در صحرا و بيابان انجام شده باشد؛ جايى كه مردمانش اهل غارت و چپاولهاى جنايتكارانه هستند. بر اين اساس، آيا كسى از اعراب باديه از تشكيك در ولادتشان در امان است؟
از سادهترين قواعد قضاوت شرعى در اينگونه موارد، مقدم داشتن