187ما فرمود: اين مرد از شما نيست. از او در حذر باشيد. از آنچه گفتهايد، گزارشى براى خليفه نوشته است و هم اكنون در لباس اوست. برخى از دوستان ما به تفتيش او پرداختند و گزارش را كه در لباسش پنهان كرده بود، يافتند. چيزهاى مهم و خطرناكى درباره ما نوشته بود...». 1
خبر دادن از آزادى
«ابوهاشم جعفرى» روايت مىكند: «از تنگى زندان و سنگينى قيد و زنجير [كه گرفتار شده بودم]، به امام عسكرى (ع) شكايت كردم. حضرت به من نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خودت خواهى خواند. هنگام ظهر آزاد شدم و چنان كه فرموده بود، نماز ظهر را در خانه خود خواندم». 2
خبر از مرگ
«ابوالفرات»، يكى از شيعيان عصر امام حسن عسكرى (ع) مىگويد: «ده هزار درهم از پسرعمويم طلب داشتم. چند بار نزد او رفتم و مطالبه كردم. او جواب منفى داد و مرا با شدت رد كرد. سرانجام نامهاى براى امام حسن عسكرى (ع) نوشتم و در آن نامه، جريان را يادآورى كردم و عرض كردم كه براى من دعا كن تا پسرعمويم، پول مرا بدهد. آن حضرت، جواب نامه مرا داد. در آن نوشته بود كه پسرعمويت بعد از روز