188جمعه مىميرد و قبل از مرگش، پول تو را خواهد داد. قبل از روز جمعه، پسرعمويم نزد من آمد و طلب مرا پرداخت. به او گفتم: چطور شد كه آن همه نزد تو آمدم، طلب مرا نمىدادى، ولى اكنون خودت آمدى و پرداختى؟ در جواب گفت: در عالم خواب، با امام حسن عسكرى (ع) ملاقات كردم. آن حضرت به من فرمود: وقت مرگ تو نزديك شده است؛ طلب پسرعمويت را بپرداز». 1
همچنين «عمر بن ابى مسلم» مىگويد كه «سميع مسمعى»، همسايه ديوار به ديوار من بود و مرا بسيار آزار مىداد. به امام عسكرى (ع) نامهاى نوشتم و تقاضا كردم دعا بفرمايد كه خداوند فرجى بفرمايد. پاسخ داد: «تو را به فرجى سريع بشارت مىدهم. تو مالك خانه همسايهات خواهى شد». پس از يك ماه صاحب آن خانه فوت كرد و من خانه او را خريدم و به بركت امام، آن را به خانه خويش ضميمه ساختم. 2
امام و دگرگونى شكنجهگران
هنگامى كه خليفه وقت عباسى، امام حسن عسكرى (ع) را دستگير و زندانى كرد، چند تن از وابستگان عباسى نزد «صالح بن وصيف» كه رييس زندان بود آمدند و به او سفارش كردند در زندان بر آن حضرت سخت بگيرد. صالح در پاسخ گفت: «چه كنم؟ دو نفر از نانجيبترين افرادى را كه مىشناختم، يافتم و آنان را مأمور شكنجه حسن بن على(ع)