189ساختم. ولى آنان با مشاهده وضع معنوى وى در نماز، روزه و دعا و مناجات، چنان دگرگون شدهاند كه خود همواره به روزه و نماز اشتغال دارند. به آنان گفتم: چرا چنين شدهايد؟ مگر از او چه ديدهايد؟ در پاسخ گفتند: چه مىگويى درباره شخصى كه روزها را روزه دارد و شبها را از آغاز تا پايان به عبادت مشغول است. نه سخن مىگويد و نه به چيزى سرگرم مىشود. وقتى به چهره او مىنگريم، دلهاى ما به لرزه مىافتد. چنان منقلب مىشويم كه نمىتوانيم خود را نگه داريم». وابستگان طاغوت وقتى چنين شنيدند، با نااميدى بازگشتند. 1
ديدار دوستان
يكى از شيعيان گرگانى به نام «جعفر بن شريف» در سفر حج، به شهر سامرا رفت و به محضر امام حسن عسكرى (ع) رسيد. پول و اموالى از جانب شيعيان آورده بود تا به آن حضرت برساند. در اين فكر بود كه به چه كسى تحويل دهد. امام حسن عسكرى (ع) بدون مقدمه فرمود: «هر چه دارى، به خادمم، مبارك بده». جعفر به دستور امام عمل كرد. آنگاه جعفر سلام شيعيان گرگانى را به آن حضرت رساند. امام از او پرسيد: «شما قصد داريد پس از انجام حج به گرگان بازگرديد؟» جعفر گفت: «آرى».
امام حسن عسكرى (ع) فرمود: «شما پس از 170 روز ديگر، در صبح روز جمعه، سوم ربيعالثانى به گرگان خواهى رسيد و شيعيانم به ديدارت