186
پاسخ نوشته بدون مركّب
«محمّد بن عياش» مىگويد: «چند نفر بوديم كه درباره معجزات امامعسكرى با هم گفتوگو مىكرديم. فردى ناصبى كه حاضر بود، گفت: من نوشتهاى بدون مركّب مىنويسم. اگر امام پاسخ آن را داد، مىپذيرم كه او بر حق است.
ما مسائلى داشتيم كه نوشتيم. ناصبى نيز مطلب خود را بدون مركّب روى برگهاى نوشت و آن را همراه نامههاى ديگر به خدمت امامعسكرى (ع) فرستاديم. ايشان پاسخ پرسشهاى ما را مرقوم فرمود و روى برگه مربوط به ناصبى، اسم او و اسم پدر و مادرش را نوشت. ناصبى چون آن نامه را ديد، از هوش رفت و چون به هوش آمد، به حق اعتقاد پيدا كرد و از شيعيان امام شد». 1
شناخت دوست و دشمن
«شبلنجى» در كتاب «نورالابصار» از «ابوهاشم جعفرى» نقل مىكند كه گفت: «من و چهار تن ديگر در زندان «صالح بن وصيف» زندانى بوديم كه امام عسكرى (ع) و برادرش، جعفر به زندان وارد شدند. ما دور امام را گرفتيم تا به ايشان خدمت كنيم. در زندان، مردى از قبيله «بَنيجُمَح» بود و ادّعا مىكرد كه از علويان است. امام به ما فرمود: اگر در جمع شما فردى كه جزو شما نيست، نمىبود، مىگفتم چه وقت رهايى رخ مىدهد و به مرد جمحى اشاره فرمود كه بيرون برود و او بيرون رفت. آنگاه به