135پيرمرد پاسخ داد: «آرى».
امام(ع) فرمود: «اى پيرمرد، قربى ما هستيم. آيا آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبىٰ 1 را خواندهاى؟»
پيرمرد گفت: «آرى».
امام(ع) فرمود: «پيرمرد، اين قربى ما هستيم. آيا آيه إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً 2 را خواندهاى؟»
گفت: «آرى».
امام(ع) فرمود: «اى پيرمرد، ما همان اهل بيتى هستيم كه آيۀ طهارت در شأن ما نازل شده است».
پيرمرد نادم و مبهوت و ناباور گفت: «تو را به خدا، شما همان خاندان هستيد؟»
امام پاسخ داد: «به خدا سوگند بدون هيچ ابهامى ما اهل بيت طهارت هستيم و به جدمان سوگند كه همان خاندانيم».
پيرمرد عمامهاش را از سر برداشت و درحالىكه مىگريست و نگاهش را به سوى آسمان دوخته بود، گفت: «خداوندا، من از دشمنان آلمحمد(ص) بيزارى