136مىجويم و از رفتار خود توبه مىكنم». امام به وى وعدۀ بخشش داد. وقتى يزيد خبر توبۀ پيرمرد را شنيد، دستور قتل او را صادر كرد. 1
در مجلس يزيد
اهل بيت را در حالى به مجلس يزيد وارد كردند كه دستهايشان با زنجير به يكديگر بسته شده بود. حضرت زين العابدين(ع) با ديدن يزيد فرمود:
ما ظَنُّكَ بِجَدِّنا رَسُول الله لَو رَآنا على مثل هذِهِ الحالَةِ؟
چه مىپندارى اگر جد ما رسول خدا ما را در چنين حالتى ببيند؟
پيش از آنكه يزيد سخنى بگويد فاطمه دختر امام حسين(ع) گفت: «اى يزيد! آيا دختران رسول خدا(ص) بايد اينگونه به اسارت گرفته شوند؟»
عدهاى در مجلس به گريه افتادند و يزيد دستور داد دستهاى امام سجاد(ع) را باز كنند. آنگاه درحالىكه با چوبدستىاش بر لب و دندانهاى امام حسين(ع) ضربه مىزد، گفت: