101كم بخنديد كه اين ننگ [فاجعه امويان] گريبانگير شماست و لكۀ اين ننگ تا هميشه بر دامان شما خواهد ماند؛ آن چنان لكۀ ننگى كه هرگز از خود نتوانيد شست.
چگونه مىخواهيد اين لكۀ ننگ را پاك كنيد، درحالىكه جگرگوشه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت را كشتيد؟! همان كسى كه در جنگ، سنگر و پناهگاه شما و در صلح مايۀ آرامش و التيام شما بود و نه مانند زخمىكه با دهان خونآلود به روى شما بخندد. در سختىها و دشوارىها اميد شما به او بود و در ناسازگارىها و ستيزها به او روى مىكرديد.
بدانيد توشۀ راهى كه براى سفر [آخرت] خود فرستاديد، بد توشهاى است و بار گناهى كه تا روز قيامت بر دوشهاى شما سنگينى خواهد كرد، گناهى بس بزرگ و ناپسند است.
نابود شويد آن هم چه نابودىاى! پرچمتان سرنگون باد آن هم چه سرنگونىاى! تلاشتان جز نااميدى ثمر نداد و دستهاى شما بريده شد و كالايتان [حتى در دنيا] زيان كرد. خشم الهى را بر خود خريديد و ذلت و سرافكندگى شما حتمى شد.
آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول خدا شكافتيد؟ و چه پيمانى گسستيد؟ و چگونه پردهنشينان حرم را از پرده