141طلب مىكنند، اما من توفيق عبادت را به او نمىدهم به سبب ترس از خودبينى و عجب.
در روايت ديگر چنين آمده است:
شخصى از بنىاسرائيل به هنگام شب خوابيد بهگونهاى كه موفق به نماز شب نشد. هنگامى كه بيدار شد خود را ملامت كرد و در خطاب به نفس خويش گفت: «اين محروميت از نماز شب به سبب كوتاهى تو بوده است». خداوند به موسى(ع) وحى كرد كه به اين بنده من بگو به سبب سرزنشى كه به خودت كردى، ثواب صد سال [كار خير يا نماز شب] را براى تو قرار دادم. 1
ازاينرو گاهى انسان خود را براى بيدارى سحر مهيّا مىسازد، ولى باز خواب مىماند. در واقع، اين لطفى از جانب پروردگار نسبت به بنده است؛ چون به اين وسيله او را از رذيله عجب باز مىدارد و چه بسا خداوند براى تأسف شديد او به سبب از دست رفتن تهجد و شبزندهدارى، اجر بيشترى به او عنايت كند.
در روايت ديگر آمده است: «گاهى فردى مرتكب گناه مىشود خداوند او را از نماز شب محروم مىسازد تا به خود آيد و از گناه دورى گزيند». 2
ترجيح خواهشهاى مادى بر معنوى
بهرهورى انسان از مواهب الهى و لذتهاى مادى در حد مورد نياز و حفظ سلامت، پسنديده و مطلوب است، اما دلباختگى به دنيا و