62كسانىكه از توسل به پيامبر نهى كردهاند، مىگويند: اگر اين حديث صحيح باشد، در آن دليلى بر جواز توسل به نبىاكرم(ص) پس از رحلتش وجود ندارد، فقط توسّل به وى در دوران حيات و حضور وى امكانپذير است.
آنها مىگويند كه دليل بر صحت گفته ما اين است كه عمر بن خطاب به وسيله عباس (عموى پيامبر) از خدا درخواست باران كرد و گفت:
خدياا! ما هرگاه دچار خشكسالى مىشديم، به پيامبرت متوسّل مىگشتيم و ما را از باران رحمتت سيراب مىساختى. (اكنون) به عموى پيامبرت توسل مىجوييم، بارانت را بر ما فرو ببار. (پس، سيراب مىگشتند)
بر اين اساس، اگر توسل به پيامبر پس از رحلتش صحيح بود، عمر از توسل به آن حضرت روگردان نمىشد و به عباس توسل نمىجست. اين سخن، ديدگاه علما، در اين مسئله است. 1
ما هر چند در توسل به اين عبارت و نظير آن به منع قائل هستيم؛ زيرا به صحّت منع توسل اعتقاد داريم، ولى با اين حال، در اين زمينه نسبت به كسانىكه به اين صورت توسل بجويند، با استناد به اين حديث، تعصبى نشان نمىدهيم، چه رسد به اينكه فرد متوسلشونده را تكفير كنيم.
3. از محمد بن عبدالوهاب درباره سخن آنان در استسقاء كه «توسل به