241مىرسد، گفته حديث نگاران اهل تحقيق و فقها و صاحبان اصول روايى است. خطيب بغدادى آن را روايتى صحيح دانسته و گفته است: «در اين روايت، حكم به سود كسانى مىشود كه آن را موصول يا مرفوع روايت كردهاند، خواه مخالفان اين نظريه به اندازه موافقان باشند؛ خواه بيشتر يا داراى قدرت حفظ بيشترى باشند، زيرا راوى ثقه مطلبى به آن افزوده و اين روايت، مقبوله است».
ابن عبدالهادى در «التنقيح» 1 به اين معنا تصريح كرده است.
ب) تنها حاتم بن اسماعيل، اين حديث را به نحو مرفوع نقل نكرده است؛ بلكه - همانگونه كه پيشتر بيان شد - محمد بن اسحاق نيز در اين زمينه با او موافق است. افزون برعبدالله بن مسعود به عنوان شاهد كه ابتدا از او ياد شد.
در اينجا بهتر است گفته شود كه ابان بن صالح، گاهى اين روايت را بهصورت مرفوع نقل كرده و گاهى در جهت نقل آن به نحو مرفوع، رغبتى نشان نداده است و نظاير اين مورد، بسيار زياد است.
بر اين اساس، خدشه و ايراد البانى به طريق مرفوع نسبت به موقوف، ترفندى بىمحتوا بوده و ايرادى است كه ارزش شنيدن ندارد. او مىخواهد با اين ترفند، اين حديث را رد كند و به هر وسيله ممكن هر چند با مخالفت قواعد حديث شناسى، از آن رهايى يابد.
از مطالبى كه بيان شد، روشن مىشود كه اين حديث، بىترديد حديثى مناسب و مقبول است، به ويژه كه گواه سوم، حَسن الاسناد بودن اين