240حافظ در «تخريج الاذكار» شرح ابن علان 1 گفته است:
اين روايت روايتى حَسَن الإسناد و بسيار غريب است و اگر حافظ به حَسَن الاسناد بودن آن اكتفا كرده است به سبب وجود اسامة بن زيد ليثى در اسناد آن بوده كه در مورد وى اختلاف است.
اين روايت را بيهقى نيز در «شعب الايمان» از ابن عباس به نحو موقوف از طريق جعفر بن عون، از اسامة بن زيد، از ابان بن صالح، از مجاهد، از ابن عباس نقل كرده است.
البانى در «الضعيفة» 2 طريق روايت را به نحو مرفوع، از ابن عباس نسبتِ به اين روايتِ موقوف، زير سؤال برده و گفته است: «جعفر بن عون، بيشتر از حاتمبناسماعيل موثق است. به همين دليل در اين حديث از ديدگاه من، اختلاف است و موقوف بودن آن رجحان دارد».
پاسخ اين است كه اين نظريه، از دو جهت اشكال دارد:
الف) در علم حديث شناسى ثابت شده كه هرگاه دو روايتِ مرفوع و موقوف با يكديگر تعارض داشتند، حكم به مرفوع بودن روايت مىشود.
امام نَوَى در مقدمه «شرح مسلم» 3 مىگويد:
هرگاه اين روايت را برخى افراد ثقه اهلدقت، بعضى به صورت متصل و برخى به نحو مرسَل، يا بعضى بهگونه موقوف و برخى به نحو مرفوع، يا يكى آن را در يك زمان موصول و مرفوع و ديگرى هم زمان آن را مرسل و موقوف بداند، آنچه در اين صورت صحيح به نظر