226است، هرچند يك راوى حديث را از او نقل كرده باشد، كه اين موجب جهالت حال راوى نخواهد شد.
حافظ ذهبى در «الموقظه» 1 گفته است: «در صحيح بخارى و مسلم، از برخى راويان ثقه، نقل روايت نشده است. روايات برخى از اين افراد را ترمذى و ابنخزيمه، صحيح دانستهاند و نسايى و ابن حبان، آنها را روايت كردهاند».
ملاحظه كنيد كه ابن قطان، كسانى را كه ترمذى روايات آنها را صحيح مىداند و نسايى و ابن حبان، روايات آنان را نقل مىكنند، توثيق مىكند.
شما كه قصد داريد در مسير اهل حديث گام نهيد و از قواعدشان پيروى كنيد و در سخن بزرگانشان تأمل نماييد، بايد به سخن آنان پايبند بوده و روشآنها را در پيش گيريد. ازاينرو، نمىتوانيد توثيق ثعلبة بن عباد، كه ترمذى حديث وى را صحيح مىداند، نپذيريد، چه رسد به اينكه حاكم و ابن حبان نيز روايت او را صحيح بدانند و نسايى حديث وى را نقل كند.
خلاصه مباحث گذشته اين شد كه يحيى بن سعيد قطان، ابن سعد، ابن معين، ترمذى، بزّار و ابن شاهين و برخى بزرگان متأخر از آنها، عطيه عوفى را تعديل كردهاند. 2 ابن قطان در «نصب الرايه» 3 گفته است: «عطيه عوفى