219 ى
كى از مهمترين دلايل بر بىاعتبارى سخن صاحب «الكشف والتبيين» است؛ زيرا درباره ابان بن اسحاق، چهار نظريه در «التهذيب» آمده است:
1. يكى گفته ابن معين است كه «ليس به بأس»؛ «بر او اشكالى وارد نيست»؛
2. توثيق عجلى و ابن حبان و گفته ازدى كه وى را متروك الحديث شمرده است.
به هر حال، اين شخص ضعيف نيست؛ بنابراين، از موضوع بحث ما خارج است.
حافظ، درباره «ابان بن اسحاق» به گفته ابن معين استناد مىجويد كه توثيق اين شخص به شمار مىآيد. ازاينرو، در «التقريب» 1 مىگويد:
«ابان بن اسحاق ثقه است و ازدى درباره وى بدون دليل سخن گفته است.» حافظ عراقى در «الفية الحديث» آورده است كه ابن معين مىگويد: «من درباره هركس گفتم «لا بأس به»؛ او فردى ثقه است».
در نتيجه، سخنِ بدون دليل صاحب «الكشف والتبيين» از تلاش وى در رد توثيق ابنمعين، پرده برداشت كه در صدد تحريف روايت برآمده بود. وانگهى او، خوانندگان را تحقير مىكند و با آوردن مثالهاى بيهودهاى بر آنان مىخندد؛ بلكه مىتوان گفت كه اينگونه مثالها به زيان او تمام مىشوند نه به سود وى.
پس از آنكه روشن شد يحيى بن معين، عطيه عوفى را توثيق كرده