212«الفتح» 1 همين موضوع را علت و سبب پذيرفتهنشدن گفته ابن سعد مىداند و مىگويد: «ابن سعد، از واقدى تقليد مىكند و واقدى به شيوه مردم مدينه، با اهل عراق مخالف است».
اگر اينگونه باشد، هرگاه ديديد ابن سعد فردى عراقى را مورد خدشه قرار داد، بايد از پذيرش سخن وى پرهيز كنيد و آن را با بردبارى بپذيريد؛ ولى اگر ابنسعد، فردى عراقى كوفى را توثيق كرد، بايد سخت بدان متمسك شد؛ زيرا گواهى دشمن، از قوىترين موارد گواهى است.
وانگهى از سخن ابن سعد كه گفته است: «عطيه ان شاء الله ثقه است و رواياتش پذيرفتنى است و برخى از مردم به وى استناد نمىجويند»، مطالبى استفاده مىشود، از جمله:
1. ابن سعد، عطيه عوفى را توثيق مىكند؛
2. عطيه عوفى احاديثى پذيرفتنى دارد؛
3. از مواردى كه ابنسعد تأكيد بر توثيق عطيه، و بررسى حالات وى دارد اين است كه ابن سعد ملاحظه كرده كه برخى، به حديث عطيه استناد نمىكنند و از آنها روگردان شده و توثيق عطيه را ترجيح داده است. اين موضوع خود روشن مىكند كه ابنسعد از گفته آنان قانع نشده است -با اينكه وى مخالف مردم كوفه است -و چون برايش محرز نشده است كه گفته آنان ايرادى واقعى است، به گفته آنها اعتنايى نكرده است. اگر مواردى را كه درباره عطيه گفتهاند، از ديدگاه ابن سعد، ايراد بود، حديث وى را رد مىكرد و عدم توثيق وى را به صراحت اعلام مىكرد.