208الف) ايرادى كه در بالا ذكر شد، از نوع اشكالاتى نيست كه راوى اگر تعديل نشده باشد، تنها به سبب اين ايراد به درجهاى از بىاهميتى سقوط كند كه به حديث وى توجه و اعتنايى نشود؛ بلكه ايرادى ساده است كه هيچيك از راويان، از آن بركنار نيستند. هرچند حافظان حديث، روايت آنان را صحيح بدانند و احاديث آنها در كتب صحاح نقل شده باشد.
ب) ايرادى از اين قبيل كه سبب و علت آن بيان نشده باشد، در حقيقت به دو موضوع، يكى تشيع و ديگرى تدليس (نام مشايخ حديث) بر مىگردد كه به سبب آن دو ايراد، در حق عطيه ستم شده است.
حافظ در كتاب «نتائج الأفكار» 1 گفته است: «ضعف عطيه فقط از ناحيه تشيع و تدليس (مشايخ حديث) است». پيشتر درباره تشيع و تدليسى كه درباره عطيه عوفى بيان شده بود، سخن گفتيم. موردى كه باقى مىماند اين است كه ابوحاتم رازى، عطيه عوفى را توثيق كرده است كه در مباحث بعدى پى خواهيد برد.
اما درباره سخن ابن عدى در «الكامل» 2 كه مىگويد: «عطيه با اينكه ضعيف است، حديث وى قابل نگارش است». بايد گفت كه ابنعدى، در بيان شرح حال عطيه عوفى به امورى استناد جسته است كه عبارتند از:
1. روايت «ابومريم»، از يحيى بن مَعين كه درباره عطيه عوفى مىگويد: «وى فردى ضعيف است با اين تفاوت كه حديث وى نوشته مىشود».
2. تضعيفى كه احمد و ثورى و هُشيم به سبب سرگذشت كلبى درباره