196نيست و نظر به خصوصيات روايتى كه در جهت متهم ساختن عطيه به تدليس، اساس و سرمايه اين افراد است، ارزش پاسخ دادن ندارد.
صاحب «الكشف والتبيين» 1 در توضيح سخن ابن رجب حنبلى مىگويد:
صحيح است كه به روايات كلبى نمىتوان اعتماد كرد؛ ولى اين سخن در اينجا اهميت ندارد؛ زيرا دانشمندانى كه عطيه را درباره اين نوع تدليسِ زشت، نكوهش كردهاند، فقط به اعتبار گفته كلبى درباره عطيه و ملقب ساختن كلبى نيست؛ بلكه با اتكا به تحقيق، نقد و بررسى رواياتِ وى، به اين ننتيجه رسيده و چنين سخنى گفتهاند.
پاسخ اين است كه:
1. اين سخن، داراى تناقض است؛ زيرا وى پذيرفته است كه روايات، كلبى قابل اعتماد نيستند، سپس اهميت اين موضوع را در اينجا نفى كرده و پس از آن، عكس آن را ثابت نموده است و تصريح كرده دانشمندانى كه عطيه را درباره اين نوع تدليس، نكوهش كردهاند، فقط به سخن كلبى متكى نبودهاند؛ بلكه با تحقيق و بررسى رواياتش به اين نتيجه رسيدهاند. مفهوم اين سخن آن است كه آنان به گفته كلبى و غير آن اعتماد كردهاند. بر اين اساس، اين سخن، موضوعى را نفى مىكند، سپس آن را ثابت مىنمايد و طبق عادتِ استادش، دچار تناقضگويى مىشود.
2. كسانىكه گفتهاند: عطيه عوفى درباره نام مشايخ حديث، تدليس مىكند و كلبى را به ابوسعيد لقب داده است، فقط به روايت كلبى استناد كردهاند. اينك كتب رجال در دسترس ماست و فقط روايتى كه كلبى، به